امیدوارم لحظات خوبی را در وبلاگم داشته باشید.
درباره وبلاگ


Hello and welcome to my blog, I am waiting for your comments., Please see the next page. سلام به وبلاگ من خوش آمدید منتظر نظراتتون هستم.لطفا از صفحات بعدی هم دیدن کنید.

پيوندها





موضوعات

آخرین مطالب


 
سه‌شنبه 18 تیر 1392
:: 12:54 :: نويسنده : Rogayyeh

بسم الله الرحمن الرحیم

 الم یان للذین امنوا ان تخشع قلوبهم لذکرالله

 بنام خداوند بخشند و مهربان و بنام خدا که زینت زبان ها و یادگار جان ها نام اوست

می خواهم قلم را به سینه سفید کاغذ آشنا کنم و نقشی از آن رٌخ  زیبا بر این سینه سفید منقوش کنم اما قلم را توانائی این کار نیست و کاغذ را تحمل این نقش نمی باشد. می خواهم امواج خروشان احساس را به مهار عقل در زندان تن محبوس کنم اما عقل را توان به بند کشیدن دل نیست و تن را قدرت نگه داشتن روح نمی باشد. می خواهم مرغ اندیشه را از پرواز در آسمان خون رنگ عشق باز دارم اما او را هیچ قیدی قادر به مقید ساختن نیست ، هنوز مرغ اندیشه به پرواز خونینش ادامه می دهد که آن یار رعنای تمام قد در ستیغ عشق به تماشا ایستاده است.

شهید عزیز دشت بزرگ

 

 

 

کاغذ از سیاهی قلم نقش می پندارد اما دل زبان گشوده که ای نازنین دلبر تو مرا همچون شبنم صبحگاهی پاک خواسته بودی و من رو سیاه از نوک پا تا فرق سر به گناه آلوده گشته ام ای دوست تو از من خواسته بودی به عهدم وفا کنم و به سویت بشتابم و من پیمان شکنی نادان هستم . پس مرا ببخش . ولی بدان من نیز روزی پاک بودم ، قلبم هنوز از گناه پاک بود و عقلم هنوز به فکر گناه نیفتاده بود . آه ای محبوب من چه کنم نفس بر من غلبه کرد و تو خود حال مرا می بینی ولی ای محرم اسرار من توخود بهترمی دانی هرگز از روی طغیان سراز روی تو نپیچیده ام و هیچوقت از روی عمد بر خلاف دوستی تو عمل نکرده ام هرگز . خدایا  خود آگاهی که هنوز طعم گناه از دهانم زایل نگشته بود، یاد تو آنرا تلخ می کرد که هرگز گناه لذتی نداشته است و همواره پشیمان بوده ام . پس اکنون خود مرا ببخش که تو را یاد نکردم مگر هنگامی که خطا و اشتباه از من سر زده بود و برای عذر خواهی و اظهار پشیمانی به درگاهت روی آوردم و تو را یاد می نمودم .

خدایا بارها خواسته بودم که به سویت بشتابم و به تو نزدیک شوم اما هر بار این نفس مرا باز داشته بود ولی هرگز نخواهم گفت که چون شیطان قوی بود!. من از دستوراتت سرپیچی کرده ام بلکه اعتراف می کنم که ایمان من ضعیف بوده زیرا مادامیکه ایمان قوی باشد شیطان سست و زبون خواهد شد .

خدایا بسیار کلامت را به زبان جاری ساخته ام اما نتوانستم دلم را به خواندن قرآنت  منور سازم زیرا در آن تدبر نمی کردم بسیار تو را عبادت نموده ام اما نتوانستم بوسیله آن عبادات از بدی ها  دوری گزینم زیرا درآن تفکر نمی کردم و بسیار به تحصیل علم پرداختم اما نتوانست تحمل ایمان من شود و مرا سرافرازو سربلند گرداند چرا که درآن نمی اندیشیدم پس مرا ببخش و بیامرز مرا که دنیا را دوست  داشتم و آخرت را فراموش کرده بودم، لذتهای دنیا را دوست داشتم و تو را فراموش کرده بودم .

بارخدایا می گفتند تو در جبهه بر اهل آنجا نظر داری برای یافتنت سر از پا نشناخته به اینجا آمدم آری آمدم تا چیزی را که با ارزانترین قیمت در اختیارم نهادی و با گرانترین قیمت ها ازمن مطالبه می کنی در راه تو ، برای تو و جهت اجرای فرامین ارزشمندت نثار نمایم.

 

اکنون ای انسانها آیا دیگر وقت آن نرسیده که پس از گذشت این همه روزگار و سپری شدن این همه دوران از عمر انسانها از سرگذشت انسانهای پیشین و مردمان قبل از خود عبرت بگیرید و به خدا ایمان آورید ، آیا مگر خداوند خود نفرموده  که قرآن را برای پند گرفتن آسان کرده و آیا پند گیرنده ای هست ، پس سرگذشت اقوام و مردمان قبل از خود را بخوانید  و عبرت بگیرید و دیگر از این همه زشتی و پلیدی دست شوئید و برای رسیدن به سعادت ابدی و خوشبختی جاویدان نیکوکار شوید و صداقت و راستی را توشه خود بگیرید  و قبل از آنکه مرگ شما را فرا گیرد برای خانه آخرت خود اندیشه ای کرده باشید البته درست است که دنیا بسیار زیبا ست و لذت بخش است اما آن خانه آخرت بسیار زیبا تر و جلیل تر است اگر آخر این مال و ثروت ها را باید گذاشت و رفت چرا انسان آنرا نبخشد ، اگر آخر این بدنها باید برود چرا این جسم در راه خدا و برای رواج عدالت و حقیقت نرود؟ آری  پس مرگ در راه خدا بسیار زیبا و ارزشمند است .

خدایا دوست دارم فریاد بزنم و ندا سر دهم که آری ای مردم از دلبستگی به دنیا بپرهیزید تا دیگربه حرص شدید و اندوه فراوان و آروزهای بی پایان گرفتار نیائید و بدانید که منشاء تمام بدیها و زشتیها دوست داشتن  دنیاست و بیائید به جای فکر کردن به خوشیها و زیبائیهای دنیا به فکر مرگ و آخرت باشید زیرا تفکر در مرگ و معاد بزرگترین و مؤثرترین عامل سرافرازی و پیروزی انسان در دوران زندگی می باشد .

ای کسانیکه ازمرگ هراس دارید و به مبارزه وجنگ با این بی خدایان جلاد و دشمنان کور دلتان نمی آئید، بدانید بزرگترین عامل ترس شما هوا پرستی  خودتان است و هول و هوس شماست که بر وجودتان غلبه پیدا کرده و اگر بتوانید با آن بجنگید ومبارزه کنید تا بر او غلبه پیدا کنید بزرگترین نبرد و جهاد را انجام داده اید و برای این جهاد بهترین سلاح  دعاست.  

و به شما که در پشت جبهه برای حفظ این انقلاب و نهضت تلاش می کنید نوید می دهم که شماها که در این سختی ها زحمت می کشید خداوند به شما اجر بزرگی  عطا خواهد کرد و هیچوقت به فکر مسئولیت و مقام نباشید زیرا  ارزش کار به بزرگی مقام نیست بلکه ارزش کار به ایمان و اخلاص نهفته درآن است .

و سخنم با دانش آموزان عزیز این است که بدانیم  که تحصیل علم و دانش تجربی تنها عامل سعادت نمی تواند باشد و برای رسیدن به سعادت ابدی باید همراه علم به تحصیل ایمان بپردازیم زیرا ایمان مکمل علم برای رسیدن به دروازه سعادت است و بدانیم هیچکس به بزرگی و افتخار نمی رسد مگر با سعی و زحمت  و هیچ کس نمی تواند این مقصود را باکسالت و تنبلی بدست آورد. ثروت به ارث می رسد اما دانش و فضیلت فقط با زحمت و کوشش بدست می آید و از همه مهمتر اینکه درراه  تحصیل علم هدف نباید بدست آوردن مال و منال و شهرت باشد زیرا آنکه یگانه  هدفش از اندوختن دانش به دست آوردن مدرک تحصیلی و رسیدن به منصب و مال  ومنال و بدست آوردن شهرت گرائی باشد فرسنگها از مقصد عالی و حقیقی طلب علم  بدور مانده است  .

و سفارشم به خواهران و مادران این است که حجاب روحی و جسمی خود را شدیداً حفظ نمایند و برای خدا عفت و عصمت و پاکدامنی خویش را پاک و محفوظ از هر گناه و زشتی نگاه دارند و اولاد و فرزندان پاک و آزاده تربیت نمایند که این همه انسان آزاده وبزرگوار از دامن مادران بوجود آمده اند و تربیت آنها در سعادت و یا شقاوت انسانها تأثیر خواهد گذاشت . انشاءالله خداوند به شما ها توفیق دهد که بتوانید با الگو قراردادن اخلاق و رفتار حضرت فاطمه الزهرا (س) زنانی نمونه در جامعه خود باشید و به دیگر زنان دنیا بفهمانید که ارزنده ترین زینت زن حفظ حجاب است و در سایه حفظ حجاب و پاکدامنی  کسب ایمان وتقوی و محافظت عفت و عصمت زن می تواند به عالیترین درجات انسانی  اسلامی نائل آید و...

به مردم بگوئید که بدانند هر انقلاب  و نهضتی مشکلاتی دارد و از جمله انقلاب ما که درگیر جنگ و نبرد نیز می باشد پس بکوشید تا خود را با مشکلات بسازید نه اینکه بخواهید مشکلات با شما بسازند.

 در آخر از خدای بزرگ می خواهم که به مردمان ما ایمان ، به بزرگان ما تواضع و یه کوچکان ما احترام ، به دانشمندان  تعهد و به دانش آموزان ما پشتکار ، به زنان و دختران ما عفت و عصمت و به مردان ما ایمان و ایثار ، به جوانان ما تقوی و به نوجوانان ما پاکیزگی، به قدرتمندان ما آگاهی و به ضعیفان ما قدرت به فقیران ما بزرگواری و به ثروتمندان ما بخشش ، و به همه و همه توفیق اطاعت و اجرای فرآمین خود را عطا بفرماید و فرصت توبه واقعی را به همه عنایت فرماید.

 انشاءالله 

(والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته ) 

ساعت 12 ظهر روز سه شنبه

2/10/65


دوشنبه 17 تیر 1392
:: 20:17 :: نويسنده : Rogayyeh

هیچ چیز عوض نمی شود ! شما دیدتان را عوض کنید رمز کار این است 

  کالوس کاستاندا


یکشنبه 16 تیر 1392
:: 17:05 :: نويسنده : Rogayyeh
 1. الان توي اينترنتي
 
2. الان توي وبلاگمي
 
3. يک انسان هستي
 
4. الان داري پست منو ميخوني
 
5. تو نميتوني با زبون بيرون بگي ژژژژ
 
7. الان داري امتحان ميکني
 
8. الان خنده ات گرفت
 
9. اصلا نديدي که عدد 6 رو جا انداخته ام
 
10. الان چک کردي ببيني واقعا جا انداختم عدد 6 رو يا نه
 
11. الان باز خنديدي
 
12. نميدوني که من يه عدد رو هم چند بار نوشتم
 
13. الان چک کردي ببيني کدومه
 
14. پيداش نکردي و داري فحشم ميدي
 
15. ولي نميدوني که منم دارم به تو ميخندم چون منظورم عدد 1 بود که 8 بار تا الان نوشتم.
 



ادامه مطلب ...
یکشنبه 16 تیر 1392
:: 16:40 :: نويسنده : Rogayyeh

سخت است حرفت را نفهمند،

سخت تر این است که حرفت را اشتباهی بفهمند،

حالا میفهمم، که خدا چه زجری میکشد

وقتی این همه آدم حرفش را که نفهمیده اند هیچ،

اشتباهی هم فهمیده اند.

“دکتر علی شریعتی”




ادامه مطلب ...
یکشنبه 16 تیر 1392
:: 16:36 :: نويسنده : Rogayyeh

سخت است یکرنگ ماندن

در دنیایى که مردمش براى پررنگ شدن حاضرند هزار رنگ باشند . . .




ادامه مطلب ...
یکشنبه 16 تیر 1392
:: 16:22 :: نويسنده : Rogayyeh

دوستان عزیز متن زیر قسمت پایانی وصیت نامه ی یک شهید است که واقعا زیباست بهتون توصیه میکنم حتما بخونید.

اینجانب ناصرالدین باغانی بنده ی حقیر درگاه خداوندی ام. چند جمله ای را به رسم وصیت می نگارم. سخنم را درباره ی عشق آغاز می کنم. ما را به جرم عشق مواخذه می کنند. گویا نمی دانند که عشق گناه ما نیست. اما کدام عشق؟ خداوندا! معبودا! عاشقا! مرا که آفریدی عشق پستان مادر را به من یاد دادی اما بزرگتر شدم و دیگر عشق اولیه مرا ارضا نمی کرد. پس عشق به پدر و مادر را به من ودیعت نهادی. مدتی گذشت دیگر عشق را آموخته بودم اما به چه چیز عشق ورزیدن را؟ نه! به دنیا عشق ورزیدم. به مال و منال دنیا عشق ورزیدم. به مدرسه عشق ورزیدم. به دانشگاه عشق ورزیدم. اما همه ی این ها بعد از مدتی جای خود را به عشق حقیقی و اصیل داد یعنی عشق به تو. یعنی فهمیدم که «لا یَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنون» فهمیدم وقتی شرایط عوض شود «یَفِرُّ الْمَرءُ مِن اخیهِ وَ اُمِّهِ وَ اَبیهِ وَ صاحِبَتِهِ وَ بَنیهِ» ... پس به عشق تو دل بستم. بعد از مدتی که با تو معاشقه کردم یکباره به خود آمدم و دیدم که من کوچکتر از آنم که عاشق تو شوم و تو بزرگتر از آنی که معشوق من قرار بگیری. فهمیدم که در این مدت که فکر می کردم عاشق تو هستم اشتباه می کردم. این تو بودی که عاشق من بوده ای ومرا می کِشاندی. آری تو عاشق من بودی و هر شب مرا بیدار می کردی و به انتظار یک صدا از جانب معشوقت می نشستی. اما من بدبخت ناز می کردم و شب خلوت را از دست می دادم و می خوابیدم. اما تو دست برنداشتی و این قدر به این کار ادامه دادی تا بالاخره گریز پای مرا به چنگ آوردی و من فکر می کردم که با پای خود  آمده ام! وه چه خیال باطلی!!! 

اما شهادت چیست؟ 

شهادت خلوت عاشق و معشوق است. شهادت تفسیر بردار نیست. ای آنان که در زندان تن اسیرید به تفسیر شهادت نیندیشید که از درک قصه ی شهادت عاجزید. فقط شهید می تواند شهادت را درک کند. شهید کسی نیست که ناگهان در خون بغلتد و نام شهید را بر خود بگیرد. شهید در آن دنیا قبل از این که در خون بتپد شهید است. و شما همچنان که شهیدان را در این دنیا نمی توانید بشناسید و بفهمید بعد از وصلشان نیز هرگز نمی توانید درکشان کنید. شهید را شهید درک می کند. اگر شهید باشید شهید را می شناسید وگرنه آیینه ی زنگار گرفته چیزی را منعکس نمی کند که نمی کند. 

برخیزید و... 

فکری به حال خود کنید...




ادامه مطلب ...
پنج‌شنبه 13 تیر 1392
:: 12:28 :: نويسنده : Rogayyeh

کلماتی که از دهانتان بیرون    

می آیند

ویترین فروشگاه شعور شماست!




ادامه مطلب ...
پنج‌شنبه 13 تیر 1392
:: 12:18 :: نويسنده : Rogayyeh

گذشته هایت را ببخش

زیرا آنان همچون کفش های کودکی ات نه تنها برایت کوچکند

بلکه تو را از گام برداشتن های بلند باز می دارند.




ادامه مطلب ...
پنج‌شنبه 13 تیر 1392
:: 12:12 :: نويسنده : Rogayyeh

اگر می خواهی بدانی ثروتت چقدر است پولهایت را نشمار!

قطره اشکی بر گونه ات بریز

تعداد دستانی که آن را پاک می کنند

ثروت توست!




ادامه مطلب ...
پنج‌شنبه 13 تیر 1392
:: 12:08 :: نويسنده : Rogayyeh

در زندگی افرادی هستند

که مثل قطار شهر بازی می مونن

 از بودن با اونا لذت می بری

 ولی باهاشون به جایی نمیرسی




ادامه مطلب ...
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران