|
جمعه 04 مرداد 1392 :: 18:21 :: نويسنده : Rogayyeh
قدر به تو خدمت کرده ام ای ایمان , ای ایمان ! گر چه کرامتها و سخاوت های شگفت تو کمر مرا سخت شکسته است و این همه بار منت بر دوش هایم سنگینی می کند و گردنم را خم کرده است , چنانکه یارای آن را که در روی تو راست بنگرم و در چشم تو آزاد بیا ویزم ندارم . اما کار مرا تصدیق کن برادر , انصافم ده که صعب تر بود ! من زنده ماندن را انتخاب کردم درست در آن حال که مردن آسانتر از ماندن بود !
|
|||||||||||