امیدوارم لحظات خوبی را در وبلاگم داشته باشید.
درباره وبلاگ


Hello and welcome to my blog, I am waiting for your comments., Please see the next page. سلام به وبلاگ من خوش آمدید منتظر نظراتتون هستم.لطفا از صفحات بعدی هم دیدن کنید.

پيوندها





موضوعات

آخرین مطالب


 
شنبه 26 تیر 1395
:: 17:50 :: نويسنده : Rogayyeh
شخصیت واقعی ما
همان کارهایی است
که دور از چشم دیگران انجام می دهیم

#جکسون_براون

پنج‌شنبه 24 دی 1394
:: 21:09 :: نويسنده : Rogayyeh

 سلام به همه 

از نظرات زیباتون ممنونم

متاسفم که نمیتونم جواب بدم 

بعد از کنکور در خدمتتون هستم لطفا برام دعا کنید

منتظر نظرات انرژی بخشتون هستم


جمعه 09 مرداد 1394
:: 11:53 :: نويسنده : Rogayyeh

 از دشمني كه دشمني خود را در برابر تو ابراز مي كند، زياد نترس. 

ضرب المثل ایتالیایی


پنج‌شنبه 08 مرداد 1394
:: 16:32 :: نويسنده : Rogayyeh

 

عرض ارادتی به حمزه سید الشهدا به مناسبت ایام شهادت:

حضرت حمزه از محبوب ترین شخصیت های است که رسول اکرم بیشترین محبت و علاقه را به آنان ابراز داشت و پیوسته فضیلت های ایشان را برای همگان اعلام کرد. 

دلاوری ها و فداکاری های بی نظیر حمزه در راه اسلام چنان بود که پس از شهادت آن بزرگوار پیامبر لقب سید الشهدا، سرآمد شهيدان را بر او نهاد.مسلمانان هم از آن پس با این لقب از حضرت حمزه یاد می کنند. 
 

 


پنج‌شنبه 08 مرداد 1394
:: 11:27 :: نويسنده : Rogayyeh

 انسان همچون رودخانه است؛ هرچه عميق تر باشد آرام تر و متواضع تر است. 

ضرب المثل آلمانی


پنج‌شنبه 08 مرداد 1394
:: 11:14 :: نويسنده : Rogayyeh

 بے حـــجــآب هـــآ هـــمـ روز ے

 
بــــآ حـــجآب مے شـــوند...
 
בر قبـــر...
 
امـــآבیـــگر בیـــر است....
 
بر گرفته از دهکده ی حجاب
 
 

پنج‌شنبه 08 مرداد 1394
:: 11:05 :: نويسنده : Rogayyeh

 

  باورت نيست که زن حجب و حيا مي خواهد؟

دامني پاک چو گل هاي خدا مي خواهد؟

گوهري که صدفش نيست، شود سرگردان

صيد گردد به کف و توطئه ي دلالان

بي حجابي هنري نيست، شوي بي فرهنگ

عاقبت بر چمن بي هنران بارد ننگ

عاري از جامه گويد چه کتابي دارد؟

قامت لخت، قيامت چه جوابي دارد؟

سفره ي تن ز چه روباز نمودي اي زن؟

ز چه تقديم نمائي به شغال آن دامن؟

اينکه امروز جواني و کني بد مستي

ته آزاد رهت هست عذاب و پستي

رخ زيبا که نيازش به گريسکاري نيست

مصرف روژ و گريس عاقبتش بيماريست

گوهري باش ولي در صدف و پوشيده

زرشناس آيد و جايت بدهد بر ديده

گُل خلقت، شرف خويش به حراج مده

به گرازي که کمين کرده به تاراج مده

هدفِ خلقتِ سرکاره هوسبازي نيست

به خدا خالق از اين بندگي ات راضي نيست

تو مگر سکه ي خواري که به ره افتادي؟

يا مگر کمتر از آن باميه ي قنادي؟

باميه، روي بپوشيده ز آفات و مگس

تو چرا لخت شدي در پي شيطان هوس؟

آنچه شد بر همگان مايه ي رنج و حيرت

اينکه فرهنگ در اين جامعه شد بي غيرت

هر چه ما مي کشيم از پوچي فرهنگ آمد

بر سر سرو اصالت ز هوا سنگ آمد...!

 بر گرفته از دهکده ی حجاب

 


سه‌شنبه 16 تیر 1394
:: 16:56 :: نويسنده : Rogayyeh
, از دانایی پرسیدم 
نظر شما در مورد مولا علی (ع) چیه؟

ایشان پرسید : بهترین مکان کجاست ؟
گفتم : مسجد

پرسید : بهترین جای مسجد کجاست ؟
گفتم : محراب

پرسید : بهترین عمل چیه؟
گفتم : نماز

پرسید : بهترین نماز ؟
 گفتم نماز صبح 

پرسید : بهترین قسمت نماز؟
 گفتم: سجده

پرسید : بهترین قسمت بدن ؟ 
گفتم : سر

پرسید : بهترین قسمت سر ؟ 
گفتم پیشانی

پرسید : بهترین ماه؟
 گفتم رمضان

پرسید : بهترین شب؟ 
گفتم شب قدر

پرسید : بهترین نحوه مردن ؟
 گفتم شهادت

آنوقت به من گفت :
 مولا علی در ماه رمضان در شب قدر در مسجد در محراب مسجد ،
در حال نماز ، 
نماز صبح در سجده نماز فرق مبارکش شکافت !

یعنی هنوز مات و مبهوت این نتیجه گیری بسیار زیبا هستم‌


سه‌شنبه 16 تیر 1394
:: 16:53 :: نويسنده : Rogayyeh
 
 
طی عملیات تفحص، در منطقه چیلات، پیکر دو شهید پیدا شد... 
یکی از این شهدا نشسته بود و با لباس و تجهیزات کامل به دیوار تکیه داده بود. لباس زمستانی هم تنش بود و سر شهید دیگري را كه لای پتو پیچیده شده بود را بر دامن داشت, معلوم بود که شهيد دراز کش مجروح شده بوده است. خوب، پلاک داشتند، پلاک ها را دیدیم که بصورت پشت سر هم است. 555 و 556 . فهمیدیم که آنها با هم پلاک گرفته اند. معمولا اینها که با هم خیلی رفیق بودند، با هم می رفتند پلاک می گرفتند. اسامی را مراجعه کردیم در کامپیوتر. دیدیم که آن شهیدی که نشسته است، پدر است و آن شهیدی که درازکش است، پسر است...
 پدری سر پسر را به دامن گرفته است...
شهید سید ابراهیم اسماعیل زاده موسوی پدر و سید حسین اسماعیل زاده پسر است اهل روستای باقر تنگه بابلسر...



سه‌شنبه 16 تیر 1394
:: 16:49 :: نويسنده : Rogayyeh

زمانی علمای اهل تسنن مرحوم علامه امینی (صاحب کتاب الغدیر) را برای صرف شام دعوت می کنند. اما علامه امینی امتناع می ورزد و قبول نمی کند . آنها اصرار می کنند که علامه امینی را به مجلس خود ببرند.
به علت اصرار زیاد علامه امینی دعوت را می پذیرد و شرط می گذارد که فقط صرف شام باشد وهیچ گونه بحثی صورت نگیرد آنها نیز می پذیرند. پس از صرف شام یکی از علمای اهل سنت که در آن جمع زیادی از علما نشسته بود (حدود 70 الی 80 نفر) می خواست بحث را شروع کند که علامه امینی گفت : قرار ما این بود که بحثی صورت نگیرد 
اما باز آنها گفتند : پس برای متبرک شدن جلسه از همین جا هر نفر یک حدیث نقل کند تا مجلس نورانی گردد. ضمناً تمام حضار درجلسه حافظ حدیث بودند و حافظ حدیث به کسی گفته می شود که صد هزار حدیث حفظ باشد. آنان شروع کردند یکی یکی حدیث نقل کردند تا اینکه نوبت به علامه امینی رسید . علامه به آنها گفت شرطم بر گفتن حدیث این است که ابتدا همگی بر معتبر بودن یا نبودن سند حدیث اقرار کنید . همه قبول کردند . سپس علامه امینی فرمود : قال رسول الله (صلوات الله علیه ) : من مات و لم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه : هر کس بمیرد و امام زمان خود را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است .سپس از تک تک حضار در جلسه در رابطه با معتبر بودن حدیث اقرار گرفت و همه حدیث را تایید کردند . 
سپس گفت حال که همه حدیث را تایید کردید یک سوال از شما دارم ، بعد از کل جمع پرسید : 
آیا فاطمه الزهرا ( سلام الله علیها ) امام زمان خود را می شناخت یا نمی شناخت ... ؟ 
اگر می شناخت ، امام زمان فاطمه ( سلام الله علیها ) چه کسی بود ؟ 
تمام حضار مجلس به مدت ربع ساعت ، بیست دقیقه ساکت شدند و سرشان را به زیر انداختند و چون جوابی برای گفتن نداشتند یکی یکی جلسه را ترک کردند و با خود می گفتند اگر بگوییم نمیشناخت ، پس باید بگوییم که فاطمه ( سلام الله علیها ) کافر از دنیا رفته است و حاشا که سیده نساء العالمین کافر از دنیا رفته باشد و اگر بگوییم می شناخت چگونه بگوییم امام زمانش ابوبکر بوده ؟ در حالی که بخاری ( از سرشناس ترین علمای اهل سنت ) گفته : ماتت و هی ساخطه علیهما - فاطمه ( سلام الله علیها ) در حالی از دنیا رفت که به سختی ار ابوبکر غضبناک بود "و چون مجبور می شدند بر حقانیت و امامت علی بن ابیطالب (علیه السلام ) اقرار بورزند سکوت کرده و جلسه را با خجالت ترک کردند.


 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران