|
شنبه 12 مرداد 1392 :: 19:30 :: نويسنده : Rogayyeh
به جان خودت بیفت!
سهشنبه 08 مرداد 1392 :: 13:24 :: نويسنده : Rogayyeh
ما يك ملت «دوستدار علي» هستيم، اما نه «شيعه علي »!
چراكه شيعه علي ، علي وار بودن، علي وار انديشيدن،
علي وار احساس كردن در برابر جامعه، علي وار مسؤوليت احساس
كردن و انجام دادن و در برابر خدا و خلق، علي وار زيستن، علي وار
پرستيدن و علي وار خدمت كردن است.
دكتر شريعتي
سهشنبه 08 مرداد 1392 :: 13:20 :: نويسنده : Rogayyeh
مگر با کلمات می توان از علی سخن گفت ؟
باید به سکوت گوش فرا داد تا از او چه ها می گوید ؟
او با علی آشناتر است. ..........
رساتر و عمیق تر ،زیبا تر ، اثر بخش و آموزنده تر بود.
کدام عبارت؟کدام جمله؟
آن ۲۵ سال سکوت علی است. ........
«شيعه علي بودن» از «چون علي عمل كردن» شروع ميشود. دكتر شريعتي
دوشنبه 07 مرداد 1392 :: 19:44 :: نويسنده : Rogayyeh
الهی
دوشنبه 07 مرداد 1392 :: 19:38 :: نويسنده : Rogayyeh
یکشنبه 06 مرداد 1392 :: 13:15 :: نويسنده : Rogayyeh
خیز، اى بنده محروم و گنهکار بیا یک شب اى خفته غفلت زده بیدار بیا بس شب و روز که در زیر لَحَد خواهى خفت دَم غنیمت بشمار امشب و بیدار بیا . . .
شنبه 05 مرداد 1392 :: 13:38 :: نويسنده : Rogayyeh
خواستند نور خدا را با آب دهانشان خاموش كنند، غافل از اينكه نور خدا خاموش نمي شود. شهيد حسين فاتحي نژاد
جمعه 04 مرداد 1392 :: 18:37 :: نويسنده : Rogayyeh
« عکس شهدا را به دیوار می زنیم و عکس آن حرکت می کنیم» نمی دانم از کجا شروع کنم ، از دلتنگیم نسبت به شهیدان بگویم و یا از اوضاع اسفناک جامعه ، جامه ای که در آن دیگر غیرت و حیا و عفت جایگاهی ندارد . محمد جان ، چه خوب شد نبودی که ببینی شهر در محاصره صدامیان فرهنگی است . اگر در میان ما بودی ، فقط خون دل خوردن نصیبت می شد . شهید محمد جهان آرا ، مردان ما ، غیرت خود را قورت داده اند و با زنان و دختران نیمه عریان خود در خیابان ها و پارک ها پرسه می زنند ، ای کاش کار به اینجا ختم می شد ، دیگر چیزی در مورد بدحجابی و بی غیرتی به تو نگویم که « الحر تکفیه الاشاره » . ای شهید مجید بقائی عزیزم ، وقتی که در خیابان انقلاب ، عکس وچهره ی مبارکت را می بینم ، سرم را به زیر می اندازم و به عکست نگاه نمی کنم ، فکر نکن که من تو را دوست ندارم ، نه اینچنین نیست ، اما وقتی که چهره ی نورانی تو را می بینم ، از خجالت و شرم ، آّب می شوم و سرم را به زیر می اندازم . نمی دانم شهدا اگر ما را ببینند چگونه با ما رفتار می کردند ؛ زیرا که آنها شاهد و ناظر ما هستند . ای خواهرم ، شهدا ، سرخی خونشان را فدای سیاهی چادر تو کردند ، تو را به خون پاک شهدا ، حجابت را رعایت کن و ما را جلوی شهدا رو سیاه مکن . شهداء از همه ی ما گله دارند ؛ به ما می گویند : جامعه ی با عفتی را به شما امانت دادیم ، پس چرا در حفظ امانت کوتاهی کردید .
يادمان باشد آرمش امروز را مديون ديروزيم...ديروز و جوانهايش
جمعه 04 مرداد 1392 :: 18:31 :: نويسنده : Rogayyeh
جنگ براي صلح پايدار تكليفي بود كه شهيدان بدان عمل كردند؛ تا تو چه كرده باشي! شهيد محمد حسين تجلي
جمعه 04 مرداد 1392 :: 18:21 :: نويسنده : Rogayyeh
قدر به تو خدمت کرده ام ای ایمان , ای ایمان ! گر چه کرامتها و سخاوت های شگفت تو کمر مرا سخت شکسته است و این همه بار منت بر دوش هایم سنگینی می کند و گردنم را خم کرده است , چنانکه یارای آن را که در روی تو راست بنگرم و در چشم تو آزاد بیا ویزم ندارم . اما کار مرا تصدیق کن برادر , انصافم ده که صعب تر بود ! من زنده ماندن را انتخاب کردم درست در آن حال که مردن آسانتر از ماندن بود !
|
|||||||||||